تبليغاتX
تحلیل جامع بهائیت - بررسی جوابیه وبلاگ نیروی جوان

تحلیل جامع بهائیت

محلی آزاد برای بحث با بهائیان بر سر بهائیت

 ایشان در ابتدای مقاله کمی نسبت به بنده کم لطفی کرده اند و برخی تهمتها را به من نسبت دادند مانند(تلاش در جهت تخدیش افکار عموم بر علیه بهائیت ، تغییر مسائل بدیهی به دلخواه و ارائه آنها در جهت همان تخدیش افکار عموم ، دروغگو و ...)

 

ابتدا لازم است که خدمت ایشان عرض کنم که بنده اگر قصد تحریف مسائل را داشتم موضوعات را به بحث نمیگذاشتم و اجازه نمیدادم که نظرات بهائیان آزادانه در وبلاگ نمایش داده شود بنده هدفی را دنبال می کنم که خدا رو شکر تا به امروز به لطف حق در آن راه موفق بودم... بگذریم.

مسئله ای که شما در همان ابتدا بررسیتان نا دیده گرفتید مطالعه با دقت و بدون کینه مطلب وبلاگ من بود به همین دلیل در همان ابتدا شروع کردید به فرافکنی:

 ""  برجسته‌ترین مسئله‌ای که با آن مواجه می‌شویم این است که چطور ایشان از اعتقاد بهاییان به سه عالم حق، امر و خلق، نتیجه گرفته‌اند که بهاییان حضرت بهاءالله را خدای خود می‌دانند. جالب آنکه یک خط قبل از نتیجه‌گیری‌شان، می‌فرمایند که عالم خلق مخصوص ما انسان‌ها و مظاهر ظهور (پیامبران) است، و عالم امر نیز فقط مخصوص مظهر ظهور (مظاهر ظهور در عالم امر و خلق شریک‌اند) و عالم حق تنها مخصوص غیب منیع لایدرک (ذات اقدس الهی) است. به عبارتی واضح‌تر ایشان جواب خود را داده‌اند و پس از آن، سؤال را مطرح کرده‌اند""

در حالی که اگر بیشتر دقت میکردید متوجه می شدید که برای نتیجه ای که گرفتم ارجاع دادم به کتاب اقدس....

***حال با این توضیحات مختصر مطلع شدیم که آنان اعتقاد دارند که جناب بهاءالله خداوندگار عوالم خلق و امر است.

رجوع کنید به آیه اول کتاب اقدس***

مطلب بعد اینکه شما فرمودید که :

"" بهاییان عقیده دارند که حضرت بهاءالله مظهور ظهور الهی (پیامبر) هستند. پس مقام ایشان در در عالم امر است نه عالم حق. خوشحال می‌شوم اگر ایشان بفرمایند چطور از این مطلب چنین نتیجه‌گیری داشته‌اند.""

گمان میکنم بتوانید با مراجعه به آیه اول کتاب اقدس متوجه روند نتیجه گیری بنده شوید.

دقت کنید : *** انّ اوّل ما کتب اللّه علی العباد عرفان مشرق وحيه و مطلع امره الّذی کان مقام نفسه فی عالم الامر و الخلق ***

نخستین چیزی که خداوند برای بندگان واجب فرموده است، ‏شناختن مشرق وحی ومطلع امر است که مقام خود خدا در عالم امر و خلق است.

من امیدوارم بودم که در این بحث مانند بحث خاتمیت که هفت یا هشت مورد نظریه متفاوت از هم به عنوان نظر بهائیان عنوان شد با تناقض گویی بهائیان مواجه نشوم که البته متاسفانه اولین موارد را دیدم...پیش از این در سایتهای مختلف بهائیان اعتقاد داشتند که بهاءلله خدای عالم خلق و امر هستند اما امروز ایشان میگویند که او فقط پیامبر است.

از آنجایی که جناب پدرو هم فرمودند که "" ادعای خدایی بهاء الله" را " جناب شب اول قبر" احتمالا از سايت ضد بهائي " بهائي پژوهي" كه مثل روز نامه كيهان متخصص دروغ بافي هستند اقتباس كرده اند..... اين نوع جملات بهائي ستيزان براي گمراهي ديگران و انداختن نفرت در دل هموطنان مسلمان ميباشد""

لازم میبینم کمی توضیح در رابطه با این موضوع که چگونه مطلب بهائیان بهاءالله را خدا میدانند در ذهنم سوال شد بدهم....

چندی پیش در جریان بحث خاتمیت مقاله ای از طرف سایت ساغر تحت عنوان "معنای خاتم النبیین از نظر آثار بهائی"منتشر شد که متن و لحن به کار رفته در این مقاله بنده رو به این فکر وا داشت که ایشان چنین تصور می کنند که بهاءالله خداست...

به بخشهای سوال بر انگیز آن مقاله اشاره ی مختصری می کنم

در مقاله ی مذکور آمده بود " این ظهور عظیم در حقیقت همان ظهور کلی الهی است که در کتب و رسالئل آسمانی مانند تورات و انجیل و قرآن و همچنین در احادیث و اخبار اسلامی به ظهور رب آسمانی و ظهور الله و نبا عظیم و ظهور مکلم طور ملقب گردیده است"

به ظهور الله و ظهور رب آسمانی توجه کنید

در ادامه آمده بود

"چنانچه شارع بهایی خود به کرات در خلال نصوص و الواح مبارکه استمرار و توالی مظاهر آسمانی را امری ضروری دانسته و ضمنا برای آنکه عظمت ظهور خویش را نسبت به ظهورات گذشته معلوم گرداند پیامبر اسلام را به خاتم النبیین ملقب فرموده اند"

در اینجا اظهار داشتند که بهاءالله لقب خاتم النبیین را به پیامبر اسلام اعطا کرده اند!!!(اینجا دیگه واقعا تعجب داره)

در ادامه مقاله ساغر آمده بود

" تحیتهم یوم یلقونه سلام " یعنی تحیت آنها در روزی که خداوند را ملاقات کنند سلام است در اینجا ضمیر کلمه "یلقونه" راجع به خداوند بوده و منظورش ظهور کلی الهی می باشد.... به خوبی واضح است هر جا که قرآن کریم به ظهورالله بشارت میدهد مراد مظهر ظهور کلی الهی می باشد"

ظهور کلی الهی؟؟؟!!!

البته بنده در همان سایت ساغر این سوال را مطرح کردم که آیا بهائیان بهاءالله را الله می پرندارند که جناب admin مدیر فنی سایت ساغر پاسخ دادند که " از نظر بهاییان حضرت بهاالله خداوند در عالم خلق و امر هستند"

ایشان همچنین اظهار کردند که " ما بهاییان معتقدیم حضرت بهاالله "مرسل رسل" و منزل کتب" هستند"

وقتی که بنده با کمال تعجب پرسیدم که آیا واقعا بهائیان بهاءالله را الله می دانند ایشان پاسخ دادند که " بله دقیقا بهاییان حضرت بهاالله را الله میدانند"

گمان میکنم شبهه اینکه بنده دروغ پردازی کرده ام یا مسائل دیگر یا از سایت مد نظر شما عزیزان مطالب را اقتباس کرده ام تا حدودی رفع شده باشد....

بر میگردیم به بحث

شما دوست عزیز در پاسخ به این مطلب ""با این توضیح که عالم خلق مربوط به ما و مظاهر ظهور است و عالم امر مربوط به مظاهر ظهور است و از آنجا که کلیه پیامبران از طرف خداوند فرستاده میشدند نتیجه می شود که کلیه پیامبران را بهاءالله فرستاده و کلیه کتب آسمانی را ایشان نازل کرده است.....""

گفتید که " در حالی که چنین نیست و اعتقاد بهاییان کاملاً متفاوت است"

توجه شما را به این موارد جلب می کنم

 

(منتخباتی از آیات حضرت نقطه اولی ص 74)

"اين آيات از شأن بشر نيست بلكه مخصوص خداوند واحد احد است كه بر لسان هر كس كه خواسته جارى فرموده، و جارى نفرموده و نخواهد فرمود الاّ از نقطه مشيّت ( روح الامین) زيرا كه او است مرسل كلّ رسل و منزل كلّ كتب..."

( منتخباتی از آیات حضرت نقطه اولی ص 80)

"ذات الهى لم يزل ولا يزال ظهور آن عين بطون او است وبطون او عين ظهور او است وآنچه از ظهور الله ذكر ميشود مراد شجرهء حقيقت است كه دلالت نميكند الاّ بر او واون شجره است كه مرسل كلّ رسل ومنزل كلّ كتب بوده وهست

(رساله ایام تسعه ص 178(

راضی نميگردد از شما الّا آنکه ايمان آوريد بمن يظهره اللّه که مُنزل او و کلّ کتب بوده و شفاعت مينمايد نزد او از مؤمنين بخود و شفاعت او مقبول است نزد مُنزل او "

با توجه به این موارد متوجه میشوید که اعتقاد بهائیان اصلا هم متقاوت با آنچه که بنده عرض کردم (کلیه پیامبران را بهاءالله فرستاده و کلیه کتب آسمانی را ایشان نازل کرده است)نیست بلکه دقیقا به همین موضوع معتقد هستند.....

 

شما در مقاله خود آورده اید که ""در منظومه‌ی شمسی خودمان، هم خورشید هست و هم زمین. برای کسی که در زمین قرار دارد، خورشید مقام رفیعی محسوب می‌شود. تمام حیات کره‌ی زمین، وابسته به گرما و نور خورشید است. امّا آیا خورشید برای آنکه گرمای خود را به زمین و زمینیان برساند، از مقام بلند خودش نزول کرده و به زمین می‌رسد؟ و یا آنکه آیا زمین به مقام بلند خورشید صعود نموده و به گرمای او می‌رسد؟ هیچ‌کدام. بلکه واسطه‌ی نور و گرمای خورشید، اشعه‌ی ساطعه از آن است.""

در حالی که شما دقت نفرموده اید همان چیزی که باعث عظمت و اهمیت خورشید میشود همان نور و گرمای آن است و تنها گرما و نور خورشید است که اهمیت دارد...

برای مثال شما غذا نمی خورید که شکم خود را پر کنید بلکه غذا میخورید که از انرژی موجود در مواد غذایی و از مواد مفید آن استفاده کنید پس مسئله ای که در مورد غذا اهمیت دارد انرژی آن است.

شما فرمودید که "اکنون با توجّه به مثال آیینه می‌توانیم که سؤال دیگر را نیز پاسخ گوییم. اینکه چرا حضرت بهاءالله در برخی از بیانات خویش، خود را خدا دانسته‌اند؟ فکر کنید آیینه‌ای را جلوی آفتاب گرفته‌ای و تصویر خورشید در آن نمایان شده‌است. وقتی آن را به دیگری نشان می‌دهید می‌گویید: "خورشید را ببین!" به همین ترتیب اگر مظهر ظهور بفرماید که من خدا هستم، به این معنی نیست که خورشید حقیقی (خدا) از مقام خود نزول کرده و به آینه (مظهر ظهور) وارد شده‌است، بلکه به این معنی است که صفات و اسماء الهی در مظهر ظهور تجلّی یافته‌است"

 

حال اگر این نتیجه گیری و مثال شما را با تمام ایراداتش صحیح فرض کنیم باز هم نمیتوان گفت که بهاءالله مرسل رسل و منزل کتب است....

توجه کنید اگر آینه ای را در دست بگیرید و نورش را بر گیاهی بتابانید و اگر فرضا گیاه با آن نور رشد کرد هرگز نمیتوان گفت که آینه این کار را گرده زیرا این نور از آینه نیست و هیچ کس نمیتواند چنین ادعایی کند بلکه همه می گویند با نور خورشید این اتفاق افتاده است....

شما اگر قطره ای از دریا را جدا کنید درست است که تمام خواص شیمیایی دریا را دارد اما هرگز بیانگر عظمت دریا نیست شما هیچ ماهی را نمی توانید در آن قطره پرورش دهید هیچ ابری را نمی توانید با یک قطره دریا ایجاد کنید.

 

دوست عزیز حتی اگر قبول کنیم که بهاءالله رسول الله است نمی توان توجیه کرد که او مرسل رسل و منزل کتب باشد...

او اگر مظهر ظهور هم باشد و برای فهمش به سراغ مثال خورشید آینه برویم هرگز نه می تواند رسولی را ارسال کند نه میتواند کتابی نازل کند.

اگر بگوییم که مظهر ظهور صفاتی که برای خدا استفاده می شوند را دارا هستند و خدا عاری از هر گونه صفت و نامی است ..... آیا باید نتیجه گرفت که بهاءالله رحمن و رحیم و قادر و عالم  و ....... است؟

از دوست عزیز ش.ن.جوان تشکر می کنم بابت این مقاله و امیدوارم پاسخ این مسائلی را که در این بخش و بخش پیشین مطرح شد را بفرمایند . به وضوح بگویند که آیا بهاءالله همان الله است یا خیر؟

دوستان بحث را در بخش نظرات مقاله "بهاءالله یا الله یا غیب" ادامه دهید

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 1:27  توسط شب اول قبر 

Check Page Rank of any web site pages instantly:
This free page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service